آخرین اخبارسرمقاله

همدلی ؛ فرصتی برای بازتعریف روابط انسانی

دکتر مصطفی یحیائی

 

در روزگار جنگ، هنگامی که دشمن آرامش شهرها را بر هم می‌زند و امنیت اقتصادی جامعه دستخوش بحران می‌شود، وظیفهٔ اخلاقی و اجتماعی هر قشر، آزمونی بزرگ از انسانیت و وجدان جمعی است. در میان این اقشار، اصناف، مالکان و صاحبان املاک نقش ویژه‌ای در حفظ تعادل اقتصادی و آرامش روانی جامعه بر عهده دارند. در چنین شرایطی، مفهوم همدلی دیگر تنها یک واژهٔ زیبا در گفتار نیست، بلکه به ضرورتی حیاتی برای بقا و پایداری تبدیل می‌شود. جنگ، تنها در میدان نبرد جریان ندارد؛ در بازار، در خانه‌ها و در روابط انسانی نیز جنگی دیگر در جریان است: جنگ میان منفعت‌طلبی و مسئولیت، میان خودخواهی و همدلی. در این میدان، سربازان واقعی کسانی‌اند که به جای سود شخصی، رفاه جمعی را برمی‌گزینند و به جای سخت‌گیری، دست یاری به نیازمندان می‌گشایند.

در ایام جنگ، اصناف و بازاریان، که همواره ستون فقرات اقتصاد مردمی کشور بوده‌اند، بیش از هر زمان دیگری نقشی حیاتی در ثبات اجتماعی ایفا می‌کنند. مردم در روزهای دشوار به نان، پوشاک، دارو و خدمات اولیه نیاز دارند؛ و اگر این چرخه به درستی نگردد، نه فقط اقتصاد، بلکه روحیهٔ جامعه نیز فرو می‌پاشد. در چنین وضعیتی، انصاف و همدلی اصناف می‌تواند تفاوت میان امید و ناامیدی باشد. وقتی مغازه‌داری در محله‌ای تصمیم می‌گیرد اجناس را با همان قیمت پیشین عرضه کند، یا نانوایی از سود خود می‌گذرد تا نان همچنان در دسترس فرودستان بماند، در واقع تیری دیگر به سمت دشمن رها شده است. زیرا دشمن نه فقط تاسیسات و تجهیزات، که روحیهٔ ملی را هدف می‌گیرد، و هر رفتار انسانی، هر مهربانی عملی، پاسخی استوار به آن تلاش برای ناامید کردن مردم.

در همین زمینه، مالکان خانه‌ها و مغازه‌ها نقشی کم‌نظیر در حفظ آرامش خانواده‌ها دارند. جنگ، علاوه بر تهدید جانی، فشار اقتصادی گسترده‌ای بر خانوارها وارد می‌کند. بسیاری از مردان به جبهه‌ها می‌روند و خانواده‌ها بدون منبع درآمد ثابت باقی می‌مانند. در این میان، اگر مالکی بتواند از بخشی از اجاره بگذرد یا مدت پرداخت را به تأخیر بیندازد، در حقیقت نه یک عمل اقتصادی، بلکه حرکتی انسانی و ملی انجام داده است. در دوران جنگ، اجاره‌بها تنها عددی در قرارداد نیست؛ نمادی از وجدان، از درک شرایط، از انسان بودن است. چه بسا خانواده‌ای که با همین همراهی کوچک از فروپاشی نجات یافته، و چه بسا کودکی که در سایهٔ تساهل یک مالک، توانسته در مدرسه بماند. این همدلی‌ها شاید در ظاهر جزئی باشند، اما در مجموع، همان شبکهٔ نامرئی امید را می‌سازند که جامعه را در تاریک‌ترین لحظات زنده نگه می‌دارد.

در اقتصاد مقاوم، عدالت و مشارکت دو ستون اصلی‌اند. اگر یکی فروبریزد، دیگری نیز دوام نمی‌آورد. اصناف و مالکان در این ساختار وظیفه دارند عدالت را زنده نگه دارند. وقتی کسی در روزهای رونق بازار از رفاه کشور بهره‌مند شده، در زمان دشواری هم باید بخشی از آن آسایش را به جامعه بازگرداند. این بازگرداندن، گاه در قالب کمک مالی است، گاه در کنترل قیمت‌ها، گاه در بخشش اجاره و گاه در همراهی ساده‌ای چون گوش دادن به درد دل مستاجری آشفته. در فرهنگ ایرانی، بازار همواره با دین، اخلاق و مسئولیت درآمیخته است.  در شرایط جنگی، نقش دولت در کنترل بازار و تنظیم اجاره‌بها مهم است، اما هیچ قانونی به اندازهٔ وجدان انسانی نمی‌تواند کارگر باشد. دولت می‌تواند سقف اجاره تعیین کند، اما این قلب مردم است که باید بیدار باشد تا عدالت واقعی اجرا شود. همدلی زمانی معنا می‌یابد که پیش از قانون، از دل انسان بجوشد. در بسیاری از شهرهای ایران، در دوران دفاع مقدس، صاحبان خانه‌ها داوطلبانه اجاره‌ها را کاهش دادند، مغازه‌داران اجناس خود را نسیه فروختند و بسیاری از بازاریان بخشی از درآمدشان را برای پشتیبانی از جبهه اختصاص دادند. این روحیهٔ همکاری و ایثار، نه از اجبار، که از فهم مشترک زاده شد؛ فهمی که بر پایهٔ ایمان به سرنوشت مشترک بود. هیچ‌کس نمی‌خواست در چنین روزهایی آسوده بخوابد در حالی که همسایه‌اش شب را با گرسنگی یا اضطراب می‌گذراند.

اقتصاد جنگی، با تمام چالش‌هایش، فرصتی است برای بازتعریف روابط انسانی در بستر اقتصاد. در روزهای صلح، منافع فردی اغلب پیشران اصلی بازار است، اما در روزهای جنگ، ارزش‌ها جابه‌جا می‌شوند. منفعت جای خود را به انسانیت می‌دهد، رقابت تبدیل به رفاقت می‌شود و حسابگری اقتصادی در مقابل مسئولیت اخلاقی رنگ می‌بازد. همدلی اصناف و صاحبان املاک در چنین دوره‌ای، نمونهٔ بارز همبستگی ملی است؛ پایه‌ای برای اینکه جامعه بتواند نه فقط در جبهه‌های نظامی، بلکه در میدان‌های اقتصادی و اخلاقی هم پیروز شود. وقتی مردم ببینند که نانوا، بقال، خیاط، مکانیک و مالک خانه‌ها در کنارشان هستند، احساس می‌کنند در این نبرد تنها نیستند. این احساس، سرمایه‌ای است که نه با پول قابل خریدن است و نه با تبلیغات قابل ساختن.

 

همدلی ؛ فرصتی برای بازتعریف روابط انسانی
همدلی ؛ فرصتی برای بازتعریف روابط انسانی

در تحلیل عمیق‌تر، همدلی در حوزهٔ اقتصادی، نه فقط اقدامی خیرخواهانه، بلکه عاملی برای پایداری کل نظام اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن شکاف طبقاتی در دوران بحران افزایش یابد، دیر یا زود دچار فروپاشی می‌شود. اما جامعه‌ای که در آن اقشار بالاتر با اقشار آسیب‌پذیر همدل شوند، امید جمعی و اعتماد اجتماعی رشد می‌کند. این اعتماد همان چیزی است که حتی پس از پایان جنگ نیز می‌تواند موتور بازسازی و توسعه باشد. اقتصاد را نه فقط سرمایه و تولید، بلکه اخلاق و اعتماد زنده نگه می‌دارد. همدلی اصناف و صاحبان املاک در ایام جنگ، چیزی فراتر از همکاری اقتصادی است؛ این رفتار نماد بلوغ فرهنگی و انسانی جامعه‌ای است که به مرحلهٔ مسئولیت‌پذیری جمعی رسیده است. هرچند گلوله و دود فضای کشور را تیره می‌کند، اما نوری که از دل مهربانی بیرون می‌آید، می‌تواند راه آینده را روشن سازد.

در محراب بازار و در مساجد شهر، در خانه‌های کوچک و مغازه‌های ساده، ایرانِ همدل ساخته می‌شود؛ ایرانی که بقایش نه در زر و زور، بلکه در وجدان و محبت مردمانش نهفته است. این همدلی، در نهایت، همان نیرویی است که دشمن نمی‌تواند شکست دهد، زیرا ریشه در قلب‌ها دارد، و هیچ قدرتی توان تصرف در قلب‌ها را ندارد. اگر مالکان، اصناف و بازاریان در روزهای سخت، بند منفعت را از دل بگسلند و با مستاجر و همشهری خود همدل شوند، هیچ بمبی، هیچ تحریمی، هیچ ویرانی‌ای نمی‌تواند این خاک را از پا درآورد. زیرا کشوری که مردمش در سختی‌ها دست یکدیگر را رها نمی‌کنند، هرگز شکست‌پذیر نخواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا