بیش از ۶۰ روز است که مردم وسط میدان هستند. بعد از جنگ تحمیلی سوم درحالی که نظامیان اعم از ارتشی و سپاهی و انتظامی جبهه نبرد را مدیریت میکنند؛ مردم هم جبهه خیابان را با میدانداری بسیج پشتیبانی میکنند و به قول قائد شهید، بعثت این مردم بالاخره کار نبرد سرنوشتساز حق و باطل را تمام خواهند کرد و به قول امام خمینی (ره) شهادت این مردم را بیدارتر میکند نه اینکه بترساند.
در هندسه انقلاب اسلامی، ریخته شدن خون شهید فقط یک حادثه و اتفاق نیست، بلکه یک «تعهد الزامآور» است؛ تعهدی که بر دوش تاریخ گذاشته شده و هر نسل را به پاسخگویی فرا میخواند. در این فرهنگ شهید، صرفاً قربانی نیست؛ بلکه معیار است. معیار صداقت، معیار ایستادگی، و معیار نسبت ما با حقیقت.
امروز اگر از «انتقام» سخن میگوئیم، از یک واکنش احساسی حرف نمیزنیم؛ از یک راهبرد سخن میگوئیم. انتقام در منطق انقلاب، یعنی بستن مسیر تکرار جنایت. یعنی آنقدر هزینه بالا برود که دشمن، محاسبهاش را عوض کند. این همان عدالت فعال است؛ عدالتی که در میدان تعریف میشود، نه در بیانیهها.ملت ایران بارها نشان داده که در لحظههای حساس، از تماشاگر بودن به «کنشگر میدان» تبدیل میشود. این حضور، هیجانی نیست؛ بلکه ریشه در یک باور عمیق دارد، اینکه امنیت و عزت، هزینه دارد و این هزینه را باید آگاهانه پرداخت.
در این میان، نقش نیروهای مسلح کشور اعم از سپاه و ارتش تا نیروهای امنیتی، نقشی تعیینکننده و غیرقابل جایگزین است. اینها صرفاً ابزار قدرت نیستند؛ ضامن بقای یک ملتاند. اقتداری که امروز در منطقه دیده میشود، محصول سالها ایستادگی و محاسبه دقیق همین نیروهاست. باید صریح گفت که هرجا اقتدار نظامی تضعیف شود، امنیت ملی به حراج گذاشته میشود.
در سوی دیگر، چهرههایی مانند دونالد ترامپ، نماد یک سیاست آشکارا مبتنی بر زور، تحقیر ملتها و بیثباتسازی جهان هستند. مسئله، یک فرد نیست؛ یک الگوی رفتاری است که سالهاست با تحریم، تهدید و فشار، ملتها را هدف قرار داده است و با این الگوی خشن نمیشود با لبخند مواجهه کرد، بلکه این مواجهه و مقابله فقط با قدرت و هوشمندی ممکن است.اما همه اینها یک پیششرط دارد و آن هم انسجام داخلی است. جامعهای که دچار چنددستگی شود، حتی اگر ابزار قدرت هم داشته باشد، در بزنگاهها دچار اختلال میشود. وحدت، یک شعار تزئینی و ویترینی نیست؛ یک ضرورت راهبردی است که در این برهه بسیار حساس از انقلاب اسلامی اهمیت خودش به معنای واقعی نشان داده است. گوشبهفرمان بودن در این چارچوب، به معنای تبعیت کورکورانه نیست، بلکه به معنای حرکت در یک نقشه راه مشترک برای حفظ منافع ملی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به ترکیب «آگاهی، اقتدار و وحدت» داریم. همانطور که افراطیگری احساسی راهگشا نیست، انفعال هم نباید در دستور کار باشد. مسیر درست، همان مسیری است که هم عدالت را مطالبه میکند، هم هزینه دشمنی را بالا میبرد، و هم جامعه را در یک جهت نگه میدارد.انتقام خون شهدا، اگر به یک مطالبه مستمر و عقلانی تبدیل نشود، به یک شعار مصرفی فروکاسته خواهد شد و این، دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد.
پس باید روشن و بیپرده گفت این مسیر، مسیر تعارف نیست. مسیر محاسبه است، ایستادگی است و ادامه همان راهی است که با خون آغاز شده است.





